شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
داری خبر که در غمت از خود خبر ندارموز تو به جز غم تو نصیبی دگر ندارم
۲
هستم به خاک‌پای و به جان و سرت به حالیکامروز در غم تو سر پای و سر ندارم
۳
منمای درد هجر از این بیشتر که دانیاز حد گذشت و طاقت ازین بیشتر ندارم
۴
دردا که بر امید وصال تو در فراقتاز من اثر نماند و ز وصلت اثر ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلاتن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth