شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یارم تویی به عالم یار دگر ندارمتا در تنم بود جان دل از تو برندارم
۲
دل برندارم از تو وز دل سخن نگویمزان دل سخن چه گویم کز وی خبر ندارم
۳
دارم غم تو دایم با جان و دل برابرزیرا که جز غم تو چیزی دگر ندارم
۴
هر ساعتی فریبم دل را به عشوهٔ توگویی که عشوهٔ تو یک یک ز بر ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth