خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو دانی که من جز تو کس را ندانمتویی یار پیدا و یار نهانم
۲
مرا جای صبر است و دانم که دانیترا جای شکرست و دانی که دانم
۳
برانی که خونم به خواری بریزیبرای رضای تو من بر همانم
۴
مرا گویی از من به جز غم نبینیهمین است اگر راست خواهی گمانم
صفحهٔ ۱ از ۲