شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر غم که ز عشق یار می‌بینماز گردش روزگار می‌بینم
۲
بیداد فلک از آنکه دی بودستامروز یکی هزار می‌بینم
۳
تا شاخ زمانه کی گلی زایداکنون همه زخم خار می‌بینم
۴
دربند دمی که بی‌غمی باشمبنگر که چه انتظار می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth