شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۲۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز دو از عشق پشیمان شومتوبه کنم باز و به سامان شوم
۲
باز به یک وسوسهٔ دیو عشقبار دگر با سر دیوان شوم
۳
بس که ز عشق تو اگر من منمگبر شوم باز و مسلمان شوم
۴
بلعجبی جان من از سر بنهکانچه کنی من به سر آن شوم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth