خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایمن ز عارض تو این خط سیاه توگویی که به روم آمد از زنگ سپاهِ تو
۲
بر غبغبِ چون سیمت از خطِ سیه گوییمشک است طرازنده بر طرهٔ ماه تو
۳
تا ابرِ تو را دیدم بر گردِ مهِ روشنچون رعد همی نالم هر لحظه ز ماهِ تو
صفحهٔ ۱ از ۱