خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکینخروش عمر برآمد ز آسمان و زمین
۲
جهانیان همه واله شدند و میگفتندیکی که: کو تن و جان؟ و یکی که: کو دل و دین؟
۳
شگفت ماندم در بارگاه دولت تواز آنکه دیدم از این دیدهٔ حقیقتبین
۴
رواق حجرهٔ دل ساخت سمت بهر تو بختبراق روضهٔ جان کرد عقل بهر تو زین
صفحهٔ ۱ از ۲