خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دوست به کام دشمنم کردیبردی دل و زان پسم جگر خوردی
۲
چون دست ز عشق بر سر آوردماز دست شدی و سر برآوردی
۳
آن دوستیی چنان بدان گرمیای دوست چنین شود بدین سردی
۴
گفتم که چو روزگار برگرددتو نیز چو روزگار برگردی
صفحهٔ ۱ از ۲