خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با من اندر گرفتهای کاریکان به عمری کند ستمکاری
۲
راستی زشت میکنی با منروی نیکو چنین کند آری
۳
بعد از این هم بکش روا دارمهیچ ممکن شود که یکباری
۴
روزگارم گلی شکفت از توکه به عمری چنان نهد خاری
صفحهٔ ۱ از ۳