خلوتی با انوری
غزل شمارهٔ ۳۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیگناه از من تبرا میکنیآنچه از خواریست با ما میکنی
۲
سهل میگیرم خطاکاری توورچه میدانم که عمدا میکنی
۳
من خود از سودای تو سرگشتهامهر زمان با من چه صفرا میکنی
۴
کشتی عمرم شکستست ای عجبچشمم از خونابه دریا میکنی
صفحهٔ ۱ از ۲