شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

غزل شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر آن داری کامروز مرا شاد کنیدل مسکین مرا از غمت آزاد کنی
۲
خانهٔ صبر دلم کز غم تو گشت خرابزان لب لعل شکربار خود آباد کنی
۳
خاک پای توام و زاتش سودای مرابرزنی آب و همه انده بر باد کنی
۴
آخرت شرم نیاید که همه عمر مراوعدهٔ داد دهی و همه بیداد کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth