خلوتی با انوری
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰ - در مدح سلطان سنجر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ملک مصونست و حصن ملک حصین استمنت وافر خدای را که چنین است
۲
شعلهٔ باسست هرچه عرصهٔ ملکستسایهٔ عدلست هرچه ساحت دین است
۳
خنجر تشویش با نیام به صلح استخامهٔ انصاف با قرار مکین است
۴
خواب که در چشم فتنه هست نه صرفستبلکه به خونابهٔ سرشک عجین است
صفحهٔ ۱ از ۱۲