شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست شبانه بودم افتاده بی‌خبردی در وثاق خویش که دلبر بکوفت در
۲
چون اصطکاک و قرع هوا از طریق صوتداد از ره صماخ دماغ مرا خبر
۳
بر عادتی که باشد گفتم که کیست اینگفت آنکه نیست در غم و شادیت ازو گذر
۴
جستم چنان ز جای که جانم خبر نداشتکان دم به پای می روم از عشق یا به سر
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth