شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح ناصرالدین طاهر و وصف ربیع

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جرم خورشید چو از حوت درآید به حملاشهب روز کند ادهم شب را ارجل
۲
کوه را از مدت سایهٔ ابر و نم شبپر طرایف شود اطراف چه هامون و چه تل
۳
سبزه چون دست به هم درزند اندر صحرالاله را پای به گل در شود اندر منهل
۴
ساعد و ساق عروسان چمن را بینیهمه بربسته حلی و همه پوشیده حلل
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth