شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ - دشمنان از وی دروغی گفته بودند خلوص خود و عذر مخدوم را گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ترا کرده خداوند خدای متعالداده جان و خرد و جاه و جوانی و جمال
۲
حق آنرا که زبر دست جهانی کردتکه مرا بیهده بی‌جرمی در پای ممال
۳
بکرم یک سخن بنده تامل فرمایپس براندیش و فروبین و بدان صورت حال
۴
هفته‌ای هست که در دست تجنیست اسیربه حدیثی که چو موی کف دستست محال
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth