شعر را زندگی کن
خلوتی با انوری

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ - در صفت افلاک و بروج و مدح ناصرالدین طاهربن المظفر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جرم خورشید دوش چون گه شامسر به مغرب فرو کشید تمام
۲
از بر خیمهٔ سپهر بتافتماه رزین او چو ماه خیام
۳
چون طناب شفق ز هم بگسستشب فرو هشت پرده‌های ظلام
۴
گفتیی چرخ پردهٔ کحلیستاز پسش لعبتان سیم‌اندام
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth