خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب و روز مونس من غم آن نگار باداسر من بر آستان سر کوی یار بادا
۲
دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگرددبه رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا
۳
چو رضای او در آنست که دردمند باشمغم و درد او نصیب من دردخوار بادا
۴
ز ملامت رقیبان نکند گذار بر منکه بت من از رقیبان به منش گذار بادا
صفحهٔ ۱ از ۳