شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر ریاضت ما عشق تو بود، یاراگر تو شکیب داری، طاقت نماند ما را
۲
پنهان اگر چه داری چون من هزار مونسمن جز تو کس ندارم پنهان و آشکارا
۳
روزی حکایت ما ناگه به گفتن آیدپوشیده چند داریم این درد بی‌دوا را؟
۴
تا کی خَلی درین دل پیوسته خارِ هجران؟مُردم ز جورت آخر، مَردم نه سنگ خارا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth