شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز کی بینم رخ آن ماه مهر افروز را؟گل رخ سیمین بر دل دزد عاشق سوز را؟
۲
دولت پیروز اگر بنشاندش بار دگردر بر من، شکر گویم دولت پیروز را
۳
گر رسیدم از لبش روزی به کام دل، رواستزانکه شبها از خدا می‌خواستم این روز را
۴
همچو فرهاد از غمش روزی به صحراها رومتا ببینند این جوانان عشق پیرآموز را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth