شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال رافرخنده باشد دم بدم روی تو دیدن فال را
۲
باری گر از درد تو من زاری کنم، عذرم بنهچون بار مستولی شود مسکین کند حمال را
۳
روزی همی باید مرا، مانند ماهی، تا درآنپیش تو تقریری دهم شرح شب چون سال را
۴
شاگرد عشقم، گر سخن گویم درین معنی سزدچون عشق استادی کند، در گفتن آرد لال را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth