شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم عشقت، ای پسر، بسوزد همی مراترا گر خبر شدی نبدی غمی مرا
۲
دمم می‌دهی که: من بیابم دمی دگرگره بر دمم زدی، رها کن دمی مرا
۳
به نام تو زیستم همه عمر و خود ز تونه بر دست نامه‌ای، نه بر لب نمی‌مرا
۴
مکن بیش ازین ستم، به نیکی گرای همچو زخمم به دل رسید، بنه مرهمی مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن مفاعلن فعولن مفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth