شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون کژ کنی به شیوه به سر بر کلاه رازلف و رخ تو طیره کند مشک و ماه را
۲
یزدان هزار عذر بخواهد ز روی توفردا که هیچ عذر نباشد گناه را
۳
نشگفت پای ما که بر آید به سنگ غمزیرت که احتیاط نکردیم راه را
۴
دارم گواه آنکه تو کشتی مرا، ولیکترسم که: نرگست بفریبد گواه را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth