شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دراز شد سفر یار دور گشتهٔ مافغان ازین دلی بی‌او نفور گشته ما
۲
به آن رسید که توفان بر آیدم بدو چشمز سوز سینه همچون تنور کشته ما
۳
بخواند راوی مستان به صوت داودیز شوق او سخن چون زبور گشته ما؟
۴
چه بودی آنکه چو حوری در آمدی هر دمبه خانهٔ چو سرای سرور گشتهٔ ما؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth