خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو آشفته دیدی که شد کار مانگشتی دگر گرد بازار ما
۲
میازار ما را، که کار خطاستدلیری نمودن به آزار ما
۳
به فریاد ما گر چنین میرسیبه گردون رسد نالهٔ زار ما
۴
دل ما ننالیدی از چشم تواگر جور کردی به مقدار ما
صفحهٔ ۱ از ۲