شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بت خورشید رخ من به گذارست امشبشب روان را رخ او مشعله دارست امشب
۲
خاک مشکست و زمین عنبر و دیوار عبیرباد گل بوی و هوا غالیه بارست امشب
۳
دیدهٔ آن که نمی‌خفت و سعادت می‌جستگو: نگه کن، که سعادت بگذارست امشب
۴
آن بهشتی، که ترا وعده به فردا دادندهمه در حلقهٔ آن زلف چو مارست امشب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth