خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان دوست که غمگینم، غمخوار کنش، یاربدشمن که نمیخواهد، همخوار کنش، یارب
۲
اندر دل سخت او کین پر شد و مِهر اندکآن مهر که اندک شد، بسیار کنش، یارب
۳
سر گشته و غمخوارم، آن کین غم ازو دارمهمچون من سرگشته، بییار کنش، یارب
۴
کردست رقیبان را خار گل روی خودنازک شکفید آن گل، بیخار کنش، یارب
صفحهٔ ۱ از ۴