خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشک ما آبیست روشن در هواتخود به چشم اندر نیامد اشک مات
۲
در طوافت سعی خواهم کرد از آنکسعیها کردست گردون در صفات
۳
خون من ریزی و دل گیری نوابینوایی به دلم را از نوات
۴
ای خط سبزت برات خون منکم نویس آن خط که مردیم از برات
صفحهٔ ۱ از ۳