خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگار از رخ تو شمعی ساختآتشی در نهاد ما انداخت
۲
ما طلبگار عافیت بودیمدر کمین بود عشق، بیرون تاخت
۳
سوختم در فراق و نیست کسیکه مرا چارهای تواند ساخت
۴
مگر او رحمتی کند، ورنههر کرا او بزد، کسی ننواخت
صفحهٔ ۱ از ۲