شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز پاسبانی همسایه گرد بام و درتبدان رسید که دزدیده می‌کنم نظرت
۲
درون خانه چو ره نیست، چاره آن دانمکه: آستانه پرستی کنم چو خاک درت
۳
هزار بار گر از خدمتم برانی تودگر بیایم و خدمت کنم به جان و سرت
۴
گر التفات به زر دیدمی ترا روزیز رنگ چهرهٔ خود در گرفتمی به زرت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth