خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ز لعلت قیمت یاقوت پستسنبلت را دستهٔ گل زیر دست
۲
راست کرد ایزد شکار عقل رااز سر زلف کژت، پنجاه شست
۳
سرو، با قدی که میبینی چنانساعتی پیش تو نتواند نشست
۴
گر جمالت را بدیدی بت ز دورسجده کردی پیش تو چون بت پرست
صفحهٔ ۱ از ۳