شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عالمی را دشمنی با من ز بهر روی تستلیکن از دشمن نمی‌ترسم، که میلم سوی تست
۲
چارهٔ دل در فراقت جز جگر خوردن نبودوین جگر خوردن که می‌بینم هم از پهلوی تست
۳
سال عمرم بر مهی شد صرف و آن مه عارضتروز عیشم بر شبی شد خرج و آن شب موی تست
۴
بر نمی‌دارم ز زانو سر به حق دوستیتا نگه کردم سر زلفت که بر زانوی تست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth