شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل مست و دیده مست و تن بی‌قرار مستجانی زبون چه چاره کند با سه چار مست؟
۲
تلخست کام ما ز ستیز تو، ای فلکما را شبی بر آن لب شیرین گمار، مست
۳
یک شب صبح کرده بنالم بر آسمانبا سوز دل ز دست تو، ای روزگار، مست
۴
ای باد صبح، راز دل لاله عرضه دارروزی که باشد آن بت سوسن عذار مست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth