خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی تو، که قبلهٔ جهانستاز دیدهٔ من چرا نهانست؟
۲
جایی به جز از درت ندارمگر درنگری، به جای آنست
۳
در دل زدهای تو آتش عشقوین آه، که میزنم، دخانست
۴
دل یاد تو در ضمیر داردآن نیست که بر سر زبانست
صفحهٔ ۱ از ۳