شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق روی تو نه در خورد دل خام منستکاول حسن تو و آخر ایام منست
۲
از تو دارم هوسی در دل شوریده، ولیراه عشقت نه به پای دل در دام منست
۳
مگرم عقل شکیبی دهد از عشق، ارنهبس خرابی کند این جرعه، که در جام منست
۴
من حذر می‌کنم از عشق، ولی فایده نیستحذر از پیش بلایی، که سرانجام منست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth