شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن بت وفا نکرد، که دل در وفای اوستو آن یار سر کشید که تن خاک پای اوست
۲
گر زانکه عاشقی به مثل خاک دوست شدما خاک آن سگیم که پیش سرای اوست
۳
سازی ندیده‌ایم و نوایی ازو، مگرساز غمش، که خانهٔ ما پرنوای اوست
۴
در دیده کس نیامد و دل یاد کس نکردتا دل مقام او شد و تا دیده جای اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth