شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای مدعی، دلت گر ازین باده مست نیستدر عیب ما مرو، که ترا حق به دست نیست
۲
بگشای دست و جان و دلت را به یاد دوستایثار کن روان، که درین راه پست نیست
۳
با محتسب بگوی که: از قاضیان شهررو، عذر ما بخواه، که او نیز مست نیست
۴
تا صوفیان به بادهٔ صافی رسیده‌انددر خانقاه جز دو سه دردی پرست نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth