شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هم خانه‌ایم، روی گرفتن حلال نیستناگفته پرسشی، که سخن را مجال نیست
۲
گفتی بسنده کن به خیالی ز وصل ماما را به غیر ازین،  سخنی در خیال نیست
۳
گر ماه صورت تو ببیند، به صدق دلخود معترف شود که درو این کمال نیست
۴
در پرده‌ای و بر همه کس پرده می‌دریبا هر کسی و با تو کسی را وصال نیست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth