خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشرت خلوت و دیدار عزیزان شاهیستوین نداند، مگر آن دل که درو آگاهیست
۲
آن شناسد که: چه بر یوسف مسکین آمداز غم روی زلیخا؟ که چو یوسف چاهیست
۳
دست کوته مکن از باده و باقی مگذارچیزی از عشق، که در روز بقا کوتاهیست
۴
دلم از هر دو جهان روی تو میخواهد و اینچون ببینی تو، هم از غایت نیکو خواهیست
صفحهٔ ۱ از ۲