خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرشک دیده دلیلست و رنگ چهره علامتکه در فراق تو جانم چه جور برد و ملامت!
۲
بیا، که از سر رغبت به نام عشق تو کردمسرای سینه به کلی و ملک دل به تمامت
۳
ز شرم خازن جنت در بهشت ببندداگر تو روی چنان را در آوری به قیامت
۴
دل امام به محراب ابروان بربودیکه تا نظر به تو کرد او، بکرد ترک امامت
صفحهٔ ۱ از ۳