خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سر تو پیوسته با جان، ز که پرسیمت؟پیدا چو نمیگردی، پنهان ز که پرسیمت؟
۲
از جمله بپرسیدم احوال نهان توای جمله ترا از همپرسان، ز که پرسیمت؟
۳
در جسم نمیگنجی وز جان نروی بیرونجسمی تو بدین خوبی؟ یا جان؟ زکه پرسیمت؟
۴
ای رنج تن ما را راحت، زکه جوییمت؟وی درد دل ما را درمان، ز که پرسیمت؟
صفحهٔ ۱ از ۲