خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون بگذری دلم به تپیدن در اوفتددستم ز غم به جامه دریدن در اوفتد
۲
گر پرتوی ز روی تو افتد بر آسمانماهش چو مشتری به خریدن در اوفتد
۳
ور قامتت به باغ درآید، ز شرم اوحالی به قد سرو خمیدن در اوفتد
۴
پرواز مرغ جان نبود جز به کوی توروزی که اتفاق پریدن در اوفتد
صفحهٔ ۱ از ۲