خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بمیرم چشم مستت را که جانم زنده میدارددلم را با خیال خود به جان با زنده میدارد
۲
به نقد اندر بهشتست آنکه در خلوت سرای خودچنان شاخ گل و سرو سهی نازنده میدارد
۳
دعای عاشقان تست در شبهای تنهاییکه روز دولت حسن ترا پاینده میدارد
۴
ز چشمت مردمی دیدیم و از روی تو نیکوییولی زلف سیه کار تو ما را زنده میدارد
صفحهٔ ۱ از ۲