خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوست معتکف خانهٔ خمارم کردعشقت از صومعه و مدرسه بیزارم کرد
۲
خاطرم را ز حدیث دو جهان باز آوردلب لعل تو به یک عشوه، که در کارم کرد
۳
شورها در سر و با خلق نمییارم گفتزخمها بر دل و فریاد نمییارم کرد
۴
میشنیدم که: شود نیک به شربت بیمارشربتی داد خیال تو، که بیمارم کرد
صفحهٔ ۱ از ۳