خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باد بویی از دو زلفت وام کردسوی چین آورد و مشکش نام کرد
۲
غمزهٔ آهووش گو افگنتتیر غم در دیدهٔ بهرام کرد
۳
دانهٔ خالی، که بر رخسار تستپای ما را بستهٔ این دام کرد
۴
قامت من چون الف بود از نشاطآن الف را دام زلفت لام کرد
صفحهٔ ۱ از ۲