شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوز تو شبی بسازم آوردوندر سخنی درازم آورد
۲
زان دم که تو روی باز کردیاز هر چه به جز تو بازم آورد
۳
گر تیغ زنند رخ نپیچیمزین قبله که در نمازم آورد
۴
اقبال به کعبهٔ وصالتبی‌درد سر مجازم آورد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth