خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کس که در محبت او دم برآوردپای دل از کمند بلاکم برآورد
۲
خون جگر به حلق رسیدست وز هره نهدل را، که پیش عارض او دم برآورد
۳
دل در جهان به حلقه ربایی علم شودگر سر در آن دو زلف چو پرچم بر آورد
۴
گر دود زلف از آتش رویش جدا شودآتش ز خلق و دود ز عالم بر آورد
صفحهٔ ۱ از ۲