خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو دل شد زان او هرگز نمیردچو خورد از خوان او هرگز نمیرد
۲
به سر میگردم از عشقش، چو دانمکه سرگردان او هرگز نمیرد
۳
تن عاشق بمیرد در جداییولیکن جان او هرگز نمیرد
۴
به دردش گر دلم زین پیش میمردپس از درمان او هرگز نمیرد
صفحهٔ ۱ از ۲