شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیر از کمان به من اندازدعشق از کمین چو برون تازد
۲
درکس نیوفتد این آتشکو را چو موم بنگدازد
۳
چون شاه ما سپه انگیزدچون ماه ما علم افرازد
۴
از دست بنده چه کار آید؟جز سرکه در قدمش بازد؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فعلاتن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth