شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدی مراغه‌ای

غزل شمارهٔ ۲۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی که با سر زلف تو آشنا باشدگمان مبر که ز خاک درت جدا باشد
۲
اگر تو همچو جهان خرمی،ولیک جهانتو خود معاینه دانی که بی‌وفا باشد
۳
به گوشهٔ نظری کار خستگان فراقبساز، از آنکه ترا نیز کارها باشد
۴
در آرزوی نسیمی ز زلف تو جانمهمیشه منتظر موکب صبا باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth