خلوتی با اوحدی مراغهای
غزل شمارهٔ ۲۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستیم و مستی ما از جام عشق باشدوین نام اگر بر آریم، از نام عشق باشد
۲
خوابی دگر ببینیم هر شب هلاک خود راوین شیوه دلنوازی پیغام عشق باشد
۳
بیدرد عشق منشین، کندر چنین بیابانآن کس رود به منزل کش کام عشق باشد
۴
درمان دل نخواهم، تا درد مهر هستمصبح خرد نجویم، تا شام عشق باشد
صفحهٔ ۱ از ۳